خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
سیدصدرا ناصری
آرشیو وبلاگ
دی ٩٠
آذر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
فروردین ٩٠
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
لینک دوستان
کودکان ايرانی
خودم
دستهای آبی
جدید ترین اخبار it
گوشه تنهایی من
رها
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
ماكرومديا
خرید اینترنتی
موسيقي وبلاگ
مامان اگه اینجا عربستان بود به تو می گفتن فریبا بنت مهدی. به من هم می گفتن صدرا ابن مسعود!
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢٧ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
صدایم را تو دماغی می کنم و از مامانم می پرسم: مامان من کی ام؟
1-پسرت؟
2-همسرت؟
3-همستر پسرت؟
مامانم می گوید:همسترژسر.
می گویم : غلطه . هنوز دوتا گزینه داری!
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٧ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
امیر حسین اونقدر چاقه که وقتی می شینی روی دستش حس
نمی کنه!
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٧ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
مامان وقتی پیشمی گرم می شم اما وقتی نیستی توی دلم مثل
قطب شماله.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٧ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
مامان، من خیلی خوشگلم. گربه ها همه اش زل زدن به من!
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱٤ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
امروز از طرف مدرسه رفتیم استخر. بعد استخر رفتیم بوفه و
من ساندویج خوردم و چیپس تند و نوشابه.
رهام گفت:بقیه پولاتو بده به من ساندویج بخرم.من فکر کردم.
گفتم خوبه که انصاف داشته باشم.چی می شه رهام
هم ساندویج بخوره. پولامو دادم بهش.
قرض دادم مامان. عصبانی نشو!
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٥ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
از مامانم پرسیدم: می دونی خطرناک ترین چیز توی دنیا چیه؟
گفت:چی؟
گفتم:پرگار. اون نوک تیزش خیلی خیلی خطرناکه!
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٥ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
به مامانم گفتم: دیگه این پیراهن رو نمی پوشم چونکه اینکه لاغرم
می کنه.
مامانم گفت: چه عیبی داره. لاغر نشون بده.
گفتم: نه. پیراهن باید منو اندازه ی خودم نشون بده!
پيام هاي ديگران () link شنبه ۳ دی ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
مامان،اگه به تو یه ماده ی سمی بدن و بمیری چه احساسی
پیدا می کنی؟
مامان، الان میام یه واکسن بهت می زنم تا هفتاد تا از رازهای زندگیتو اعتر اف کنی!
مامان، من دوست دارم اما علاقه ام بهت کم شده!
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٦ آذر ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری
یک حدیث از خودم:
مرد نباید هر کاری انجام بده!
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٦ آذر ،۱۳٩٠ - سیدصدرا ناصری